تبليغاتX
تخته پاک کن نمدی
شنبه 1386/07/21
 
وصيت نامه یک انسان لاابالی نوشته ابوالقاسم حالت
طنز نويس معروف مجله هاي توفيق و گل آقا با تخلص خروس لاري:
 
 
بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد

نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد
 
 
نه پي گورکن و قاري و غسال رويد

نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد
 
 
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي

که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد
 
 
اين دو چشمان قوي را به فلان چشم چران

که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد
 
 
وين زبان را که خداوندِ زبان بازي بود

به فلان هوچي رند از پي گفتار دهيد
 
 
کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است

راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد
 
 
وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه

به فلان سنگتراش ته بازار دهيد
 
 
کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شد

از عرق کليه او پاک لت و پار دهيد
 
 
ريه ام را به جواني که زدود و دم بنز
 
درجواني ريه او شده بيمار دهيد...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:22  توسط آتیس  | 

دوشنبه 1386/07/16

 

همین الان یه موضوع جالب کشف کردم...

۸۶/۲/۷ وبم یکساله شده... یعنی ۲ هفته پیش...

تولدت مبارک ... ببخشید دیر شد ...

 

اینم اولین پستم بود :

چند روز پیش به مهکام گفتم می خوام یک وبلاگ از خاطرات خودمون تو دبیرستان بنویسم.اونم گفت خیلی خوبه با همدیگه دنبال یه اسم با حال گشتیم تا مهکام رسید به ...تخته پاک کن نمدی...یادته؟دوم دبیرستان بودیم ، ندای آزادی ، یه معلم آمار داشتیم به اسم خانم سراجی که کرمانشاهی بود.یادم نیست جلسه چندم بود که گیر داد به اینکه این تخته پاک کن های ابری خوب نیستند تخته پاک کن نمدی بیارید که تخته خوب تمییز شه...حالا ما موندیم تخته پاک کن نمدی چیه؟توضیح هم دادن که یه تیکه موکت ببرید نجاری تخته پاک کن درست کنه...خلاصه چند هفته ای گذشت و هر دفعه حرف تخته پاک کن بود تا اینکه خانم سراجی گفت هرکی تخته پاک کن نمدی بیاره بهش نمره می دم...باقیش هم که همه می دونن .راستی یادته جلسه بعدش چندتا تخته پاک کن نمدی داشتیم؟اصلا نمره داد؟؟؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:8  توسط آتیس  | 

دوشنبه 1386/07/16
امروز که بر سرای خویش فرود آمدی مادرمان مرا گفتی :

روز جهانی کودک مبارک !!!!

پنداری به درستی که اولین سالیست که چنین واقعه ای بس شگرف را به نسیان سپرده بودندی ...

و  به یاد آوردی که در سالیان گذشته شاپرک بانو و بهاره بانو ... برایمان لپ لپی خریدندی...

پس ما را ناگه خوابی ربودی و چون برخیزیده شدندی

عمه مکرم خویش در سرای ملاقات نمودندی !!!!

و ایشان به مناسبت این عید ما را گردنبندی دادندی بس نیکو !!!

و ما خرسند گشتی بسیار...

....

در سالهای بس قریب تر به مناسبت روز جهانی کودک و تلویزیون تا شب کلاه قرمزی پخش کردندی

 و ما ذوق مرگ شدندی !!!

...

قلبمان اندک زمانی گریست ... سپاس که هنوز کودکیم !!!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:3  توسط آتیس  | 

چهارشنبه 1386/07/11

امروز پست های قبلیمو خوندم...

 یاده ساندویچ مهسا افتادم ... بعد رسیدم به صبحانه دفتر مشاورین ...

وای پوست پرتقالهای سر کلاس عربی ...

دکتر سعیدی و آروین شگرف... مرسی ...

تولدت مبارک عزیزم...

دوستت دارم

و بهترین ها رو برات آرزو می کنم

 

 

 

 

 پیانوت رو کوک کن که من دارم میام...بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:49  توسط آتیس  | 

پنجشنبه 1386/07/05
 

همیشه از این اجرای مایکل خنده ام می گرفت وقتی با صدای داریوش می خوند :

ای که از کوچه معشوقه ما می گذری...

ای که از کوچه معشوقه ما می گذری...

( یه سکوت )

خب منم از کوچه معشوقه تو می گذرم !!!

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:52  توسط آتیس  | 

یکشنبه 1386/07/01
از ایستگاه آتش نشانی رد می شوم

ثبت نام از داوطلبین آتش نشانی

-: خانم ها رو هم ثبت نام میکنین؟

-: بله...

-: استخدام هم می کنید بعدش؟

-: نه... برای اطلاعات عمومیه خودتونه...


میرم تو گلفروشی ... آهنگ گوش می کنم ...( بازم الاغه قصه ها رفتو به خونه اش نرسید )

-: سلام.... سلام ...آقا سلام...( یادم افتاد گوشیمو خاموش کنم ...)

از پشت گلها یکی میاد: سلام خانم .... سلام ...


باورم نمیشه همچین فاجعه ای رو دیده باشم...

خیلی عمل ضد انسانی بود...

آخرین ضربه تابالوگا...

دیوارهای کلاسها رو تا ۱.۵ متر سیمان اکلیلی سفید کردن...

خداحافظ تقلب های روی دیفال !!!!!!!!!

مهم نیست...

محدودیت باعث پیشرفت میشه...

راهکاری دیگر می جوییم...

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:32  توسط آتیس  |