امیدوارم بلندترین شب سال با زیباترین روز زندگیت پیوند یابد...
ستاره دنباله دار آرزوهایت درخشان باد...
یلدا مبارک ...(مرسی پارندا)

امیدوارم بلندترین شب سال با زیباترین روز زندگیت پیوند یابد...
ستاره دنباله دار آرزوهایت درخشان باد...
یلدا مبارک ...(مرسی پارندا)

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:26  توسط آتیس
|
اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است . "
ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو !"
ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود..."
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 6:55  توسط آتیس
|
با عارفه و پگاه و مادرهامون و خواهر عارفه و برادر پگاه ( ماشا الله ) رفتیم یه رصد خونه تو دزاشیب...
چه روزی بود... با خاک یکسانش کردیم...
رصد خونه یه باغ بزرگ و قشنگ داشت کلی آدم با فرهنگ و با کلاس اومده بودن ستاره ببینن...
بعد کلی ماجرا رفتیم تو سالن نمایش! ما ۳ تا نشستیم به هوای اینکه مثل سینماست دیگه...( کلی
هم ذوق کردیم که جلو نشستیم ) بقیه رفتن ردیف عقب...بعد که شروع شد دیدیم رو سقف اجرام رو
نشون میدن ! چقدر خندیدیم...
رفتیم طبقه بالا .چند تا ترازو بود که وزن آدم رو رو سیاره های دیگه نشون می دادن.مردم هم خیلی با
انگیزه می رفتن رو ترازو...ما هم یه گوشه داشتیم می خندیدیم...
بعد همه اومدن برن رو پشت بوم ... یه آقاهه کنار در به ما گفت ( داد زد یعنی ) شما خودتونو وزن کردین؟
ما هم از ترسمون رفتیم رو ترازو و بعدش دویدیم دنبال بقیه...
( ادامه داره...)
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:24  توسط آتیس
|
اون وقتا یهو می اومدن تو کلاس کیفها رو می گشتن...
یه روز خبر رسید می خوان بیان کیفها رو بگردن...
منم یه سی دی گوگوش همراهم بود.سی دی رو با چسب نواری چسبوندیم زیر جامیزی.کلی لوازم آرایش و نوار دادیم به دبیر کامپیوتر ، باقیش هم رفت تو ماشین دبیر ورزش...
کلاسمون هم که رو پشت بوم بود...ماندانا کلی سیگارت از پنجره کلاس انداخت رو پشت بوم...
ولی اون روز هیچ خبری از گشتن نشد...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:4  توسط آتیس
|
یه دختر و پسر داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم ...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:5  توسط آتیس
|